نامکمل

مترادف‌ها

ناقص، ناتمام

متضادها

کامل، تمام

لغت نامه دهخدا

نامکمل. [م ُ ک َم ْ م َ ] ( ص مرکب ) ناکامل. تکمیل ناشده. ناقص.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران