نامعفو
مترادفها
مجازات شده
متضادها
معفو
لغت نامه دهخدا
نامعفو. [ م َ ف ُوو ] ( ص مرکب ) آنکه مورد عفو واقع نشده است. مجرم نابخشوده.
جمله سازی با نامعفو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از بررسی دقیق پروندههای مالیاتی، مشخص شد که برخی از جریمههای سنگین، به دلیل خطاهای سیستمی، برای برخی از شهروندان کاملاً نامعفو باقی ماندهاند.
💡 در حکم صادر شده از سوی دادگاه، ذکر شده است که تمامی هزینههای دادرسی و خسارات وارده به شاکی، برای متهم کاملاً نامعفو و الزامی است.
💡 بسیاری از تخلفات اداری که در این سازمان رخ داده است، از نظر قوانین انضباطی، برای کارکنان مربوطه کاملاً نامعفو و مستلزم برخورد جدی است.