نامصحح
مترادفها
غلط، نادرست، اشتباه
متضادها
صحیح، درست
لغت نامه دهخدا
نامصحح. [ م ُ ص َح ْ ح َ ] ( ص مرکب ) تصحیح ناشده. پرغلط. مقابل مصحح. رجوع به مصحح شود.
غلط، نادرست، اشتباه
صحیح، درست
نامصحح. [ م ُ ص َح ْ ح َ ] ( ص مرکب ) تصحیح ناشده. پرغلط. مقابل مصحح. رجوع به مصحح شود.