نامترقب
مترادفها
غیرمنتظره، ناگهانی
متضادها
مترقب، منتظر
لغت نامه دهخدا
نامترقب. [ م ُ ت َ رَق ْ ق َ ] ( ص مرکب ) نابیوسان. نامنتظر. بخلاف انتظار. ناگهانی.
غیرمنتظره، ناگهانی
مترقب، منتظر
نامترقب. [ م ُ ت َ رَق ْ ق َ ] ( ص مرکب ) نابیوسان. نامنتظر. بخلاف انتظار. ناگهانی.