ناسزیدن
مترادفها
دشنام ندادن، ناسزا نگفتن
متضادها
دشنام دادن، ناسزا گفتن
لغت نامه دهخدا
ناسزیدن. [ س َ دَ ] ( مص منفی ) نسزیدن. سزاوار نبودن. شایسته نبودن. مقابل سزیدن. رجوع به سزیدن شود.
دشنام ندادن، ناسزا نگفتن
دشنام دادن، ناسزا گفتن
ناسزیدن. [ س َ دَ ] ( مص منفی ) نسزیدن. سزاوار نبودن. شایسته نبودن. مقابل سزیدن. رجوع به سزیدن شود.