نازیه

لغت نامه دهخدا

( نازیة ) نازیة. [ ی َ ] ( ع اِ ) تیزی. ( منتهی الارب ). حدت. تیزی و تندی. ( المنجد ). یقال: بقلبه نازیة؛ در دل او حدت و نشاطی است. ( اقرب الموارد ). || سرد. ( منتهی الارب ). || خطا در قول یا فعل بسبب خشم. بادرة. ( اقرب الموارد ). || کاسه پهن دورتک. ( منتهی الارب ). القصعة القریبة القعر. ( المنجد ) ( اقرب الموارد ). || ( ص ) اکمة نازیة؛ پشته ای که از آنچه پیرامون آن است بلندتر بود. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).
نازیة. [ی َ ] ( اِخ ) چشمه ای است نزدیک صفرا. ( منتهی الارب ).
نازیة. [ زی ی َ ]( اِخ ) تلفظ عربی نازیسم است. رجوع به نازیسم شود.

فرهنگ فارسی

تلفظ عربی نازیسم است.

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز