نازائیدنی
مترادفها
غیرقابل تولید
متضادها
بارور، زاینده
لغت نامه دهخدا
نازائیدنی. [ دَ] ( ص لیاقت ) مقابل زائیدنی. رجوع به زائیدنی شود.
فرهنگ فارسی
مقابل زائیدنی.
غیرقابل تولید
بارور، زاینده
نازائیدنی. [ دَ] ( ص لیاقت ) مقابل زائیدنی. رجوع به زائیدنی شود.
مقابل زائیدنی.