نابدان
مترادفها
نادان، ناآگاه، بیاطلاع، بیخبر
متضادها
دانا، آگاه، مطلع، فهمیده، خردمند، بصیر
لغت نامه دهخدا
نابدان. [ ب ِ ] ( اِ ) ناودان. آبراهه. ( آنندراج ). میزاب. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ناودان شود.
جمله سازی با نابدان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نباید اجازه داد که نظرات نابدان در مسائل حساس علمی و پزشکی، باعث گمراهی مردم و به خطر افتادن سلامت عمومی و رفاه جامعه شود.
💡 در تاریخ، بسیاری از تصمیمات غلط حکمرانان ناشی از همراهی نابدان و مشاوران بیکفایت بود که مسیر پیشرفت ملتها را به کلی تغییر داد.
💡 گفتگو با نابدان در مورد مفاهیم عمیق فلسفی، اغلب منجر به بحثهای بیهوده و اتلاف وقت میشود که هیچ نتیجه مفید و سازندهای به همراه نخواهد داشت.