لغت نامه دهخدا
میلغ. [ ل َ ] ( ع اِ ) میلغة. خنوری که سگ در آن آب خورد. ( از منتهی الارب، ماده ول غ ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). قرو. قروه. ( یادداشت مؤلف ). سوین سگ. ج، موالیغ. ( مهذب الاسماء ).
میلغ. [ ل َ ] ( ع اِ ) میلغة. خنوری که سگ در آن آب خورد. ( از منتهی الارب، ماده ول غ ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). قرو. قروه. ( یادداشت مؤلف ). سوین سگ. ج، موالیغ. ( مهذب الاسماء ).