لغت نامه دهخدا
مول کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) زناکاری کردن. از مردی به طرز نامشروع بار گرفتن. طفل حرامزاده به دنیا آوردن زن. ( فرهنگ لغات عامیانه ). و رجوع به مول شود.
مول کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) زناکاری کردن. از مردی به طرز نامشروع بار گرفتن. طفل حرامزاده به دنیا آوردن زن. ( فرهنگ لغات عامیانه ). و رجوع به مول شود.
( مصدر ) بار گرفتن زنی از مردی بطرز نامشروع طفل حرامزاده بدنیا آوردن.