لغت نامه دهخدا
موزغانچی. [ م ُ ] ( اِ مرکب ) سردسته موزیک نظامی. رئیس رسته ٔموزیک در ارتش. ( از یادداشت مؤلف ). و رجوع به موزیکانچی شود. || موسیقی. ( یادداشت مؤلف ).
موزغانچی. [ م ُ ] ( اِ مرکب ) سردسته موزیک نظامی. رئیس رسته ٔموزیک در ارتش. ( از یادداشت مؤلف ). و رجوع به موزیکانچی شود. || موسیقی. ( یادداشت مؤلف ).