مهرارت
متضادها
بیمهارت، نابلدی
لغت نامه دهخدا
مهرارت. [ م ِ اِ ] ( اِخ ) نام یکی از گردشگاهها و ملحقات اصفهان: گنبد مهرارت که چنان جنان گوش جنان نشنیده و محاسن و نعوت آن در دهان جهان نگنجیده. ( ترجمه محاسن اصفهان ص 26 ).
بیمهارت، نابلدی
مهرارت. [ م ِ اِ ] ( اِخ ) نام یکی از گردشگاهها و ملحقات اصفهان: گنبد مهرارت که چنان جنان گوش جنان نشنیده و محاسن و نعوت آن در دهان جهان نگنجیده. ( ترجمه محاسن اصفهان ص 26 ).