مهالبه
مترادفها
التماس، درخواست، خواهش، توسل
لغت نامه دهخدا
( مهالبة ) مهالبة. [ م َ ل ِ ب َ ] ( اِخ ) بطنی از اعراب که از اولاد مهلب شاعرند. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). قومی از اولادمهلب بن ابی صفرة، که به پهلوانی و دلاوری و بخشندگی نامورند. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به آل مهلب شود.
فرهنگ فارسی
بطنی از اعراب که از اولاد مهلب شاعرند ٠
جمله سازی با مهالبه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در اسناد قدیمی حقوقی، عبارات مربوط به مهالبه و مطالبه بدهیها با دقت بسیار زیادی توسط کارشناسان و حقوقدانان نوشته شده است.
💡 برخی از حاکمان بیعدالت در دوران باستان از مردم خود مهالبه میکردند و با استفاده از قدرت خود اموال آنها را میبردند.
💡 یکی از چالشهای اصلی در سیستم مالی قدیم، جلوگیری از مهالبه و باجگیریهای غیرقانونی از سوی مأموران دولتی فاسد بود.