لغت نامه دهخدا
( منفوطة ) منفوطة. [ م َ طَ ] ( ع ص ) دستی آبله شده. ( مهذب الاسماء ): کف منفوطة؛ کف دست آبله رسیده شوخگین ازعمل. نفیطة. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). آبله رسیده. تاول زده. ( از اقرب الموارد ).
( منفوطة ) منفوطة. [ م َ طَ ] ( ع ص ) دستی آبله شده. ( مهذب الاسماء ): کف منفوطة؛ کف دست آبله رسیده شوخگین ازعمل. نفیطة. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). آبله رسیده. تاول زده. ( از اقرب الموارد ).