منعمیت
مترادفها
رفاه، نعمت، آسایش
متضادها
فقر، تنگدستی، بدبختی
لغت نامه دهخدا
منعمیت. [ م ُ ع ِ می ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) بخشندگی. ( ناظم الاطباء ). منعم بودن. رجوع به منعم شود.
رفاه، نعمت، آسایش
فقر، تنگدستی، بدبختی
منعمیت. [ م ُ ع ِ می ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) بخشندگی. ( ناظم الاطباء ). منعم بودن. رجوع به منعم شود.