منظوریت
مترادفها
قصدیت، اراده، هدفمندی
متضادها
تصادف، اتفاق
لغت نامه دهخدا
منظوریت. [ م َ ری ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) منظور بودن. حالت و چگونگی منظور. رجوع به منظور شود. || حالت نگریستن. ( ناظم الاطباء ).
قصدیت، اراده، هدفمندی
تصادف، اتفاق
منظوریت. [ م َ ری ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) منظور بودن. حالت و چگونگی منظور. رجوع به منظور شود. || حالت نگریستن. ( ناظم الاطباء ).