منطاد
لغت نامه دهخدا
منطاد. [ م ُ ] ( ع ص ) بناء منطاد؛بنای بلند. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) قبه هوائی که به آسمان بالا رود. ( المنجد ) ( از اقرب الموارد ). بالن. بالون.
جمله سازی با منطاد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از بالای منطاد بزرگی که در آسمان شناور بود، میتوانستیم منظرهٔ خیرهکنندهٔ کوهها و درههای عمیق را در هنگام طلوع خورشید تماشا کنیم.
💡 پرواز با منطادهای هوای گرم تجربهای بسیار هیجانانگیز و متفاوت برای گردشگران است که میخواهند از زاویهٔ جدیدی به زیباییهای طبیعت بنگرند.
💡 محققان با استفاده از یک منطاد مجهز به دوربینهای پیشرفته، شروع به بررسی تغییرات اقلیمی در لایههای بالای جو و اتمسفر کردند.