لغت نامه دهخدا
( ممأاة ) ممأاة. [ م ُ ] ( ع مص ) با هم شرط کردن بر صد. ( آنندراج ): شارطته ممأاة؛ با او شرط کردم بر صد. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
( ممأاة ) ممأاة. [ م ُ ] ( ع مص ) با هم شرط کردن بر صد. ( آنندراج ): شارطته ممأاة؛ با او شرط کردم بر صد. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).