لغت نامه دهخدا
ممازجات. [ م ُ زَ ] ( ع اِ ) ج ِ ممازجة. تغییرات: عطارد همانطور دارای ممازجات، یعنی تغییرات است که قمر ما. ( طالب اف ). حالات متباینه زهره را نسبت به آفتاب و زمین از قبیل ممازجات یا تغییرات و بعد مسافت می نماید. ( طالب اف ). رجوع به ممازجت شود.