مقموط تصویر معنی مقموط لغت نامه دهخدا مقموط. [ م َ ] ( ع ص ) دست و پای بسته شده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). کلمات مرتبط محزوم منشوب متفلج مرطم متفتغ گزارش محتوای نامناسب