مقروص
مترادفها
نیشزده، گزیده شده
متضادها
سالم
لغت نامه دهخدا
مقروص. [ م َ ] ( ع ص ) بریده شده. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
فرهنگ فارسی
بریده شده
نیشزده، گزیده شده
سالم
مقروص. [ م َ ] ( ع ص ) بریده شده. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
بریده شده