کلمه «مقرجه»، معرب واژه اسپانیایی «مگرزه» (Magarza) است و در متون لغوی فارسی به نوعی گیاه اشاره دارد که در زبان فارسی به آن «اقحوان» گفته میشود. اقحوان، واژهای عربی - فارسی است و معمولاً به گلهایی مانند بابونه و ریحان اطلاق میشود. این گیاه از گذشته در طب سنتی و داروسازی ایرانی کاربرد داشته و بهخاطر خواص دارویی و عطری خود شناخته میشده است. «مقرجه» یا مگرزه هم در منابع قدیمی مانند دهخدا و دزی به همین معنا ذکر شده و نشاندهنده ریشه لغوی و ارتباط آن با زبانهای دیگر است. بنابراین، هرگاه در متون قدیمی از «مقرجه» یاد شده، منظور همان گیاه اقحوان یا گونههای مشابه آن است که در پزشکی سنتی و گیاهشناسی اهمیت داشته است. این واژه علاوه بر معنای گیاهی، در برخی منابع به صورت فرهنگی و ادبی نیز آمده و به نماد زیبایی و عطری خوش در ادبیات اشاره دارد. کاربرد آن در نسخههای خطی و متون طب سنتی ایران نشاندهنده اهمیت گیاه در زندگی روزمره و علم زمانه بوده است.
مقرجه
لغت نامه دهخدا
مقرجه. [ م َ ق َ ج َ ] ( معرب، اِ ) به اسپانیائی مگرزه. اقحوان. ( از دزی ج 2 ص 603 و 605 ).