مغمون

مترادف‌ها

غمگین، اندوهگین، افسرده

متضادها

شاد، خوشحال، مسرور

لغت نامه دهخدا

مغمون. [ م َ ] ( ع ص ) نهاده شده بر زمین. ( ناظم الاطباء ). نهاده در زیر زمین. ( از فرهنگ جانسون ).

فرهنگ فارسی

نهاده شده بر زمین نهاده در زیر زمین

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران