معلنداه تصویر معنی معلنداه لغت نامه دهخدا ( معلنداة ) معلنداة. [ م ُ ل َ ] ( ع اِ ) چاره و کمک. || نجات و رهایی. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). کلمات مرتبط مخارز مطالق متهسم مجواب متطاهر متثعم