متطاهر
مترادفها
ریاکار، خودنما
متضادها
صادق، بیریا
لغت نامه دهخدا
متطاهر. [ م ُ ت َ هَِ ] ( ع ص ) پاک و پاکیزه شده و طاهر شده. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
جمله سازی با متطاهر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او با رفتاری متطاهر و تظاهر به پارسایی، سعی داشت در میان مردم جایگاهی بلند و معتبر برای خود در جامعه ایجاد کند.
💡 نباید با ظاهر متطاهر و ادعاهای پوچ، دیگران را فریب داد، زیرا حقیقت در نهایت و با گذشت زمان آشکار خواهد شد.
💡 بسیاری از سیاستمداران متطاهر، در حضور مردم از عدالت سخن میگویند اما در عمل به دنبال منافع شخصی و قدرت خود هستند.