لغت نامه دهخدا
مطالق. [ م َ ل ِ ] ( ع اِ ) ج ِ منطلق. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). رجوع به منطلق شود.
مطالق. [ م َ ل ِ ] ( ع اِ ) ج ِ منطلق. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). رجوع به منطلق شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بحر وحدت مطالق در ازل تلاطم کرد جوش تا بروی از قعر لحظه لحظه قلزم کرد
💡 توانایی فنی کشورهای در حال توسعه در تولید محصولات رقابتی قابل صادر کردن که مطالق با استانداردهای بینالمللی باشد، کلید مشارکت موفق آنها در تجارت بینالمللی است. یونیدو یکی از بزرگترین مهیا کنندگان تجارت است، در ارتباط با، خدمات توسعه ای، ارائه دهنده تمرکز و توصیهٔ بیطرفانه و همکاری فنی در نواحی رقابت پذیر، مدرنیزه صنعتی و ارتقا بخشیدن، تطبیق با استانداردهای تجارت بینالمللی، امتحان کردن روشها و روششناسی.