لغت نامه دهخدا
خردی فروش. [ خ ُ ف ُ ] ( نف مرکب ) آنکه مَرَق فروشد. مَرّاق. رجوع به خردی پز شود.
خردی فروش. [ خ ُ ف ُ ] ( نف مرکب ) آنکه مَرَق فروشد. مَرّاق. رجوع به خردی پز شود.
آنکه مرق فروشد مراق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کوته خردی که شرمسار از من نیست طعن سخنم زند که پر روشن نیست
💡 به خردی هم ز مکتب میجهیدی چه نرمت کرد و پابرجا و رام او
💡 مرا همواره با خور گفتگوهاست بدین خردی دلم را آرزوهاست
💡 گفتم که ز خردی دل من نیست پدید غمهای بزرگ تو در او چون گنجید
💡 یمین صدق فلک با بزرگ گوهر اوست ولی ز خردی نشناخته یمین ز شمال
💡 برهگان را ترس میباید ز گرگ گردد از این درس، هر خردی بزرگ