لغت نامه دهخدا
( معزوزة ) معزوزة. [ م َ زَ ] ( ع ص ) سخت و درشت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || زمین باران رسیده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). زمین باران شدید رسیده. ( از اقرب الموارد ). || زمین درشت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || القمح المعزوزة؛ به لغت اهل مراکش نوعی گندم. ( ناظم الاطباء ).