معجوز
مترادفها
اعجازآمیز، شگفتانگیز، حیرتانگیز
متضادها
عادی، معمولی
لغت نامه دهخدا
معجوز. [ م َ ] ( ع ص ) کسی که الحاح کرده شده باشد بر وی در سؤال. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
کسی که الحاح کرده شده باشد بروی در سوال.