معاتبت کردن
مترادفها
سرزنش کردن، ملامت کردن، عتاب کردن
متضادها
ستایش کردن، تمجید کردن، دلجویی کردن
لغت نامه دهخدا
معاتبت کردن. [ م ُ ت َ /ت ِ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) عتاب کردن. سرزنش کردن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به معاتبت شود.
فرهنگ فارسی
عتاب کردن سرزنش کردن