مظائب
متضادها
نعمات، خوشیها
لغت نامه دهخدا
مظائب. [ م ُ ءِ ] ( ع ص ) همریش. هم پاچه. باجناغ. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به ماده بعد شود.
جمله سازی با مظائب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 انسانهای بزرگ معمولاً با پشتکار و ارادهای پولادین، بر تمامی مظائب و سختیهای زندگی غلبه میکنند و در نهایت به موفقیتهای چشمگیری دست پیدا میکنند.
💡 در طول دوران جنگ، مردم بسیاری با مظائب و ناملایمات شدیدی روبرو شدند که تأثیرات عمیق و جبرانناپذیری بر زندگی اجتماعی و اقتصادی آنها گذاشت.
💡 برای عبور از مظائب دوران نوجوانی و رسیدن به بلوغ فکری، یادگیری صبر و تابآوری در برابر مشکلات روزمره بسیار حیاتی و بسیار مهم است.