مطویه

مترادف‌ها

تاشده، تاخورده

متضادها

باز، گشوده، 펼یده

لغت نامه دهخدا

( مطویة ) مطویة. [ م َ وی ی َ ] ( ع ص ) تأنیث مطوی. ج،مطویات. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) ( از ناظم الاطباء ). بئر مطویة؛ چاه بناشده و نوردیده شده از سنگ. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به طویت و دو ماده قبل شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث مطوی.
تانیث مطوی جمع مطویات

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران