مطمأن

مترادف‌ها

مطمئن، آسوده‌خاطر، با اطمینان، بی‌تردید، بی‌‌شک

متضادها

مشکوک، مردد، نامطمئن

لغت نامه دهخدا

مطمأن. [ م ُ م َ ءَن ن ] ( ع ص ) آرامیده و قرارگرفته. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). آرمیده و سکون گیرنده. ( آنندراج ) ( غیاث ).

فرهنگ فارسی

آرامیده و قرار گرفته آرمیده و سکون گیرنده.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران