مطرخم

مترادف‌ها

کبود، متورم، بادکرده

متضادها

سالم، بی‌زخم

لغت نامه دهخدا

مطرخم. [ م ُ رَ خ ِم م ] ( ع ص ) بر پهلو خوابیده. || پرخشم و متکبر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( ازاقرب الموارد ). || جوان نیکوبدن تمام اندام. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

کلمات مرتبط