مضمور

مترادف‌ها

ضمنی، مستتر

متضادها

صریح، آشکار

لغت نامه دهخدا

مضمور. [ م َ ] ( ع ص ) ملحق. ج، مضامیر. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با مضمور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هدف مضمور از این طرح‌های اقتصادی، کاهش تدریجی نرخ تورم و بازگرداندن اعتماد مصرف‌کنندگان به بازارهای مالی و بورس کشور بود.

💡 در میان تمامی حرف‌های او، یک معنای مضمور وجود داشت که نشان می‌داد او به شدت از تصمیمات اخیر مدیریت ناراضی است.

💡 نویسنده با استفاده از استعاره‌های پیچیده، معنای مضمور داستان را در لایه‌های پنهان متن برای خوانندگان باهوش و تیزبین خود قرار داده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران