مضمومات
مترادفها
مضامین، محتواها، مفاهیم، موضوعات
متضادها
ممدوحات
لغت نامه دهخدا
مضمومات. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مضمومة. رجوع به مضمومة شود. || ضمیمه ها و افزودگیها و فراهم آمدگیها. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مضموم شود.
جمله سازی با مضمومات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در متن این سند رسمی، تمامی مضمومات و جزئیات مربوط به املاک و مستغلات به طور کامل و بدون هیچ ابهامی ذکر شده است.
💡 برای تکمیل پرونده، ارائه تمامی مضمومات و مدارک تکمیلی که در فهرست پیوست آمده بود، برای متقاضی در اسرع وقت الزامی است.
💡 مدیریت شرکت تاکید داشت که تمامی مضمومات و بندهای الحاقی به قرارداد اصلی، باید توسط تیم حقوقی بازبینی و تایید نهایی شوند.