مکتومات
مترادفها
پنهان، پوشیده، مخفی
لغت نامه دهخدا
مکتومات. [ م َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مکتومة. رجوع به مکتومة شود. || رازها و سرها. ( ناظم الاطباء ).
پنهان، پوشیده، مخفی
مکتومات. [ م َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مکتومة. رجوع به مکتومة شود. || رازها و سرها. ( ناظم الاطباء ).