مضمره

مترادف‌ها

پنهان، نهفته

لغت نامه دهخدا

( مضمرة ) مضمرة. [ م ِ م َ رَ ]( ع اِ ) چوبی که بر گردن گاو نهند. ( مهذب الاسماء ).

جمله سازی با مضمره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او با وجود ظاهر آرام، در ذهن خود مقاصد مضمره و برنامه‌های پنهانی داشت که هیچ‌کس از نیت‌های واقعی او خبر نداشت.

💡 برخی سیاست‌های نامحسوس و مضمره در این سازمان، باعث ایجاد بی‌اعتمادی میان کارکنان و مدیریت ارشد در طول سال‌های گذشته شده است.

💡 در تحلیل رفتار او، مشخص شد که انگیزه‌های مضمره وی برای تغییر جایگاه شغلی، بسیار فراتر از صرفاً افزایش حقوق و مزایا بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران