مضفر

مترادف‌ها

بافته شده، گیس‌بافته

لغت نامه دهخدا

مضفر. [ م ُ ض َف ْ ف َ ] ( ع ص ) شعر مضفر؛ موی بربافته بر سه تاه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

شعر مضفر موی بر بافته بر سه تاه

جمله سازی با مضفر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او با دقت بسیار زیادی موهای بلند خود را به صورت یک مضفر زیبا درآورد تا برای مراسم رسمی در دانشگاه آماده باشد.

💡 طناب‌های ضفیر شده یا همان مضفر، به دلیل مقاومت بسیار بالا در برابر کشش، در کارهای سنگین ساحلی و دریایی استفاده می‌شوند.

💡 در آن تصویر قدیمی، پیرزنی را دیدیم که با موهای مضفر خود، سبد گل‌های تازه را از میان باغ‌های پر از شکوفه حمل می‌کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران