اشفته موی

لغت نامه دهخدا

( آشفته موی ) آشفته موی. [ ش ُ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) کالیده موی. ژولیده موی. اشعث. شَعثاء.

فرهنگ فارسی

( آشفته موی ) ( صفت ) ژولیده موی پریشان مو.
ژولیده موی

جمله سازی با اشفته موی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خون فشان از هر کناره زرد روی سر برهنه بی حجاب آشفته موی

💡 آشفته موی زلف به دست که داده‌ای؟ سر پُرخمار دفع خمار که بوده‌ای؟

طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز