مصراح
«مصراح» واژهای عربی است که در متون لغوی فارسی نیز با همان صورت بهکار رفته و معنای اصلی آن به شتر ماده مربوط میشود. در تعریف نخست، «مصراح» به مادهشترى گفته میشود که شیرش هنگام دوشیدن کف نکند و زود آرام بگیرد. این ویژگی در میان دامداران نشانه نوعی حالت طبیعی و بیهیجان در شیر دادن حیوان دانسته میشده است. در معنای دیگر، «مصراح» به مادهشترى گفته شده که آزادانه در چراگاه میچرد و از حرکت بازداشته نمیشود. در این کاربرد، واژه بیشتر به حالت رها بودن در چرا و دوری از بستن و مهار اشاره دارد. بنابراین هر دو معنا به ویژگیهای رفتاری یا شیردهی شتر ماده مربوط میشود. این کلمه در زبان امروز رایج نیست و بیشتر در فرهنگهای لغت و متون کهن دیده میشود. از نظر ساختار، اسم است و صفت حیوان بهشمار میآید نه انسان. کاربرد آن بیشتر در متون دامداری سنتی و توصیف ویژگیهای شتر آمده است.
مترادفها
مصرع، بیت، سطر
لغت نامه دهخدا
مصراح. [ م ِ] ( ع ص ) ماده شتری که شیر آن کف نکند. ( ناظم الاطباء ). || ماده شتر که چرا کند. ( منتهی الارب ).
جمله سازی با مصراح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شاعر با انتخاب دقیق مصراحها در این قطعه ادبی، توانسته است احساسات عمیق و پیچیده خود را به زیبایی به مخاطبان منتقل کند و آنها را تحت تأثیر قرار دهد.
💡 در موسیقی سنتی، هماهنگی میان مصراحهای شعر و آهنگ بسیار حیاتی است تا پیام اصلی اثر به درستی توسط شنونده درک و احساس شود.
💡 بررسی ساختار ریتمیک مصراحها در اشعار کلاسیک فارسی، به پژوهشگران کمک میکند تا الگوهای وزن و آهنگ را در آثار بزرگ شاعران باستان کشف کنند.