مشطوب

لغت نامه دهخدا

مشطوب. [ م َ ]( ع ص ) سیف مشطوب؛ شمشیر شطبه دار. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مُشطّب شود. || فرس مشطوب المتن و الکفل؛ اسب برآمده پشت و سرین از فربهی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مشطوب. [ م َ ] ( اِخ ) علی بن احمدبن الهیجاء الهکاری، مکنی به ابوالحسن و معروف به مشطوب. او در جنگهای صلیبی با اسدالدین شیر کوه در فتح مصر همراه بود. و تا آخر عمر از ملازمان سلطان صلاح الدین ایوبی بود. صلیبیون او را اسیر کردند و او با پرداخت پنجاه هزار دینار فدیه نجات یافت و صلاح الدین اقطاع شهر نابلس را به اوتفویض کرد و به امیرکبیر ملقب گردید و در سال 588 هَ.ق. در نابلس درگذشت. ( از اعلام زرکلی ج 5 ص 61 ).

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
نجات یعنی چه؟
نجات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز