مشاخله
مترادفها
درگیری، نزاع، دعوا
متضادها
صلح، آرامش، هماهنگی، دوستی
لغت نامه دهخدا
( مشاخلة ) مشاخلة. [ م ُ خ َ ل َ ] ( ع مص ) با کسی دوستی خالص داشتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
با کسی دوستی خالص داشتن
درگیری، نزاع، دعوا
صلح، آرامش، هماهنگی، دوستی
( مشاخلة ) مشاخلة. [ م ُ خ َ ل َ ] ( ع مص ) با کسی دوستی خالص داشتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
با کسی دوستی خالص داشتن