مسمول
لغت نامه دهخدا
مسمول. [ م َ ] ( ع ص ) کورکرده و چشم بیرون آورده. ( ناظم الاطباء ).
ویکی واژه
(قدیم): ویژگی آنکه میل تافته به چشمش کشیده و نابینایش ساختهاند.
مسمول. [ م َ ] ( ع ص ) کورکرده و چشم بیرون آورده. ( ناظم الاطباء ).
(قدیم): ویژگی آنکه میل تافته به چشمش کشیده و نابینایش ساختهاند.