لغت نامه دهخدا
تافته گردیدن. [ ت َ / ت ِ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) پیچیده شدن. کج شدن: هرگاه که عضله های مجوف تشنج کند، حدقه از موضع خویش زایل شود و چشم تافته گردد همچون چشم احول. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
تافته گردیدن. [ ت َ / ت ِ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) پیچیده شدن. کج شدن: هرگاه که عضله های مجوف تشنج کند، حدقه از موضع خویش زایل شود و چشم تافته گردد همچون چشم احول. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
پیچیده شدن کج شدن ٠