مستیقن
مترادفها
قطعی، مسلم، استوار، محکم، یقینی
متضادها
مشکوک، مردد، شکآلود
لغت نامه دهخدا
مستیقن. [ م ُ ت َ ق ِ ] ( ع ص ) بتحقیق داننده. ( از منتهی الارب ). متیقن. ( از اقرب الموارد ). بی گمان. ( دهار ). بایقین. صاحب یقین. یقین کننده. و رجوع به استیقان شود.
فرهنگ فارسی
بتحقیق داننده