مستعصی
مترادفها
سرکش، دشوار، سخت
متضادها
مطیع، آسان
لغت نامه دهخدا
مستعصی. [ م ُت َ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استعصاء. گناه جویند بر کسی. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). || سرکش و عاصی و گناهکار. ( ناظم الاطباء ). رجوع به استعصاء شود.
جمله سازی با مستعصی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پزشکان پس از بررسیهای طولانی و انجام آزمایشهای مختلف، تشخیص دادند که این بیماری با شرایط فعلی بیمار بسیار مستعصی و دشوار جهت درمان است.
💡 برخی از مسائل سیاسی و اجتماعی به قدری مستعصی هستند که حل و فصل آنها نیازمند همکاری گسترده تمامی گروههای مختلف در جامعه و دیپلماسی حرفهای است.
💡 با وجود تمام تلاشهای صورت گرفته توسط تیم فنی، مشکل نرمافزاری مذکور همچنان مستعصی باقی مانده و مانع از اجرای صحیح عملیات اصلی سیستم میشود.