مستضیف
مترادفها
ضعیف، ستمدیده، مستضعف
متضادها
مستکبر، قدرتمند، ظالم
لغت نامه دهخدا
مستضیف. [ م ُت َ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استضافة. فریادکننده و دادخواه. ( منتهی الارب ). مستغیث. ( اقرب الموارد ). || خواهنده ضیافت. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). ضیافت خواهنده. مهمانی خواه. رجوع به استضافة شود.