مستسعی
مترادفها
تلاش کننده، کوشا، جویا
متضادها
تنبل، منفعل
لغت نامه دهخدا
مستسعی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استسعاء. ساعی و جاهد. || طالب علم. ( ناظم الاطباء ). رجوع به استسعاء شود.
جمله سازی با مستسعی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هر انسان مستسعی برای دستیابی به کمال و سعادت، باید در مسیر یادگیری و تجربه کردن، با صبر و حوصله بسیار گام بردارد.
💡 او که یک مستسعی همیشگی برای رسیدن به عدالت بود، تمام عمر خود را وقف تلاش برای تغییر ساختارهای ناعادلانه در جامعه کرد.
💡 در این مسیر پرپیچ و خم، تنها کسانی موفق میشوند که مستسعی برای حقیقت باشند و از هیچ سختی و دشواری در راه نترسند.