لغت نامه دهخدا
مستدین. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استدانة. وام گیرنده. ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). آنکه وام می خواهد و وام می گیرد. || آنکه دادخواهی می کند. || قاضی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به استدانة شود.
مستدین. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استدانة. وام گیرنده. ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). آنکه وام می خواهد و وام می گیرد. || آنکه دادخواهی می کند. || قاضی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به استدانة شود.